تبليغاتX
استودیو انیمیشن آریا

استودیو انیمیشن آریا

خبرها و مطالب جالب در باره انیمیشن ایران و جهان

انیمیشن ملی باید صادرشود

مدرس دانشگاه و انیماتور در مورد صنعت انیمیشن درایران، گفت: انیمیشن ایران زمانی ملی شده و رشد می کند که به دنیا صادر شود.

 
   

علیرضا گلپایگانی، مدیر گروه کارشناسی ارشد انیمیشن دانشگاه هنر وانیماتور در گفت و گو با پایگاه خبری حوزه هنری با اشاره به اینکه برای داشتن انیمیشن ملی، همه عناصرموجود است، ولی هنری که فقط در کشورمصرف شود ملی نیست، افزود: درحال حاضر ژاپنی‌ها انیمیشن ملی خود را به دنیا صادر می‌کنند و فرهنگ ژاپنی از این طریق به دنیا منتقل شده است.

وی ادامه داد: در این زمینه حوزه هنری اقداماتی کرده و این کار را شروع کرده اما باید این کار مستمر باشد.

وی با تاکید بر اینکه مشکل انیمیشن ایران در حال حاضر بیشتر مدیریتی است، اظهار کرد: انیمیشن ایران در شرایط فعلی نیازبه ساختاری دارد که از شخص محوری خارج شود و با تغییر مدیریت نباید همه چیز وهمه کس عوض شود.

وی همچنین گفت: در زمینه نیروهای خلاق و کارآمد انیمیشن کشورما رشد پیدا کرده است، اما از لحاظ فیلمنامه ضعیف هستیم و باید در این زمینه کار شود.

وی تصریح کرد: در حال حاضر نسبت به دهه 60 (اوایل انقلاب که کل تولیدات به دو ساعت نمی‌رسید)، دوران معجزه انیمیشن است و تولیدات در سال به 4 هزار دقیقه رسیده است واز نظر کمی رشد کرده ایم اما با جذابیت‌های کار خیلی فاصله داریم.

وی درباره سیاست حوزه هنری دراین راستا، گفت: حوزه هنری یک سیاستی را مد نظر گرفته و در مراکز استان‌ها انیمیشن تجربی را فعال کرده است که در زمینه فیلم‌های جشنواره‌ای یک حرکت بزرگ است ضمن اینکه یک بخش مستقل را نیز به تولید و مطالعه در زمینه انیمیشن اختصاص داده و کارهای خیلی خوبی ارایه کرده است.

 وی درباره لزوم راه اندازی دوره های آموزش تخصصی انیمیشن نیز گفت: در دوره‌های دانشگاهی دانسته‌های افراد نسبت به انیمیشن بالا می‌رود اما مهارت و تجربه آنها بالا نمی‌رود و برای این امر به زمان و خیلی بیشتری احتیاج دارند چون باید تجربه را در مدت زمان کسب کنند.

وی درپایان گفت: در آمریکا و انگلستان هم همین طور است و در کشورمان نیز دوره آموزشی که حوزه هنری راه اندازی کرده است به صورت مکمل و خیلی موثر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:57  توسط سید جواد سید محسنی  | 

از علاقه مندان به بازیگری دعوت به همکاری می گردد

از علاقه مندان به بازیگری دعوت به همکاری می گردد

سلام بر همه عزیزان .همینطور که قبلا خدمتتان عرض کردم ،به لطف خدا و دوستان مدیر تولید یک مجموعه ۱۲۰ قسمتی شدم . تا الان حدودا ۴۰ قسمت به کارگردانی آقایان گودرزی ، جوزایی ، عاقلی و بنده به پایان رسیده و برای ۸۰ قسمت باقی مانده از علاقه مندان به بازیگری دعوت به همکاری می گردد .

علاقه مندان به بازیگری از سن ۲۰ الی ۴۰ سالگی لطفا نام و نام خانوادگی ، سن و شماره تماس خود  را به ای میل من که در پایان این متن می نویسم ارسال کنند .

شرایط :

۱- داشتن گواهی نامه و تسلط بر رانندگی .

۲- اینجانب هیچ گونه مسئولیتی در قبال پذیرفته شدن یا پذیرفته نشدن عزیزان توسط کارگردانان ندارم .

۳ - هیچ گونه کلاس و آموزشی توسط موسسه برگزار نمی شود .

۴ - هیچ گونه وجهی جهت تست توسط موسسه دریافت نمی شود .

۵ - خواهش می کنم با تلفن دفتر ( استودیو آریا ) تماس نگیرید . مسئول این کار شخصا از دفتر تهیه کننده با شما تماس می گیرن .

ای میل من :

Ariya3d@yahoo.com

 موفق باشید . محسنی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 22:25  توسط سید جواد سید محسنی  | 

عدم ثبات در مرکز صبا ضربه مهلکی به انیمیشن ایران است

 بحث ایجاد شبکه کودک بدون در نظر گرفتن پویاترین عرصه نمایش یعنی انیمیشن، بی‌گمان بحث ناقصی خواهد بود. اگرچه انیمیشن در این سال‌ها فراز و نشیب‌ها و افت‌و‌خیزهای فراوانی را نسبت به دیگر عرصه‌های برنامه‌سازی کودک تجربه کرده و هنوز جایگاهی متناسب با امکانات بالقوه خود نیافته است؛ به طوری که اغلب در دیگر زمینه‌های تبلیغاتی و آموزشی و گاه در بیان دغدغه‌های فلسفی و دلمشغولی‌های هنری اهل فن نسبت به عرصه کودک گام‌های بلندتری برداشته است. مهین جواهریان مدرس پویانمایی و نویسنده کتاب «تاریخچه انیمیشن ایران» اما در این عرصه، نگاهش به کودک است؛ کودکی که آرام آرام هویتش را در مواجهه با آنچه مال ما نیست و از ما قدرتمندتر است، از دست می‌دهد. گفت‌وگوی زیر بخشی از دغدغه‌های اوست برای عرصه‌ای که سال‌هاست تجربه‌های موفقی در آن داشته است.
 

● در حال حاضر ما با ایجاد یک شبکه کودک در تلویزیون روبه‌رو هستیم که بدون شک در بخش عظیمی ‌از این تحول ما نیاز به تولیداتی در زمینه انیمیشن به عنوان پرمخاطب‌ترین و محبوب‌ترین ژانر کودک داریم. اما این را هم می‌دانیم که انیمیشن ما در این سال‌ها جز موارد انگشت‌شمار به نقطه مطلوبی نرسیده است. حالا بعد از چیزی حدود ۴۰ سال سابقه فکر می‌کنید مشکل اصلی ما در این سال‌ها کجا بوده است؟ 

▪ این یک سوال اساسی و بنیادی است. واقعیت این است که انیمیشن هنوز در ایران جایگاه خودش را پیدا نکرده و سر جای خودش واقع نشده است. در حالی که در همه دنیا یکی از موثرترین هنرهاست؛ چرا که هفت هنر را در بر دارد و در زمینه‌های گسترده‌ای مثل آموزش و پرورش، کمک کردن به اوقات فراغت، آموزش شهرنشینی و... بسیار تاثیرگذار است. مثلا بعد از انیمیشن‌هایی که در مورد مصرف گاز ساخته شد ما شاهد بودیم که آمار انفجارها بسیار پائین آمد. شاید اگر این مسائل با فیلم‌های زنده بیان می‌شد اصلا این تاثیرگذاری را نداشت. حالا شما فکر کنید چه دنیای وسیعی را می‌شود با این شکل آموزش داد و این تنها برای کودک نیست. این نیاز در دنیا تا حدود بسیار زیادی شناخته شده است. ولی در جامعه هنوز توجه کافی به آن نشده و به رشد نرسیده است. 

مثلا جایی مثل مرکز فرهنگی هنری صبا را بعد از چندین سال فعالیت، درست جایی که دارد جا می‌افتد و نیرو پرورش می‌دهد، گروه‌های زیادی به وجود می‌آیند و بهترین دستگاه‌های روز دنیا خریداری می‌شود و زمان برداشت محصول که می‌رسد، تعطیل می‌کنند. 

مهین چواهریان 

● در واقع این مرکز در راستای کوچک‌سازی سازمان به شبکه دو یعنی شبکه کودک ملحق شده است. 

▪ نه، اصلا همه چیز پراکنده شد. بچه‌ها الان بسیار افسرده هستند. برای اینکه آنجا شکل گرفته بودند، دلبستگی پیدا کرده بودند. ظاهرا نگاه مدیران این است که این نیروها بیرون از مرکز دارند کار می‌کنند، اما با هرکدام که حرف می‌زنی می‌گویند که هیچ کاری دست ما نیست و معمولا در پراکندگی، هدف‌ها گم می‌شود. در گردهمایی است که یک چیز قدرت و نیرو می‌گیرد و رشد می‌کند. وقتی مرکز صبا فعال بود، افراد خیلی از نظر دانش و تجربه روی هم تاثیر می‌گذاشتند و مجموعه این فعالیت‌ها داشت انیمیشن را در زمینه تولید بالا می‌برد. چون همه می‌دانیم که همه هنرها دارای دو بخش تولید و تالیف هستند. مرکز صبا یک مرکز تولید بود و در این زمینه پیشرفت کرده بود، تا جایی که کشورهای دیگر کارهایشان را می‌خریدند. از جمله کشور ژاپن با آن همه تولیدات وسیعی که دارد یکی از سریال‌های این مرکز را خریداری کرده بود. 

● آیا تلویزیون برای به‌کارگیری این نیروهای متخصص برنامه خاصی ندارد؟ 

▪ من از تصمیم مدیران اطلاع دقیقی ندارم. از انیماتورها هم کسی در جریان اینکه آنها چه برنامه‌ای دارند نیست. 

● به نظر می‌رسد با توجه به این شرایط حضور انیماتورها در بخش‌های دیگری مثل تبلیغات طبیعی باشد. چیزی که در این سال‌ها به وفور شاهد آن بوده‌ایم؟ 

▪ بله، دقیقا همین‌طور است. چون انیمیشن رشته بسیار سختی است. به خاطر اینکه یک انیماتور علاوه بر هنرهای متعدد، باید به تکنیک و نرم‌افزار‌های مختلف و دنیای وسیع کامپیوتر هم احاطه داشته باشد؛ و به همین خاطر خیلی نیرو، انرژی و وقت صرف پرورش یافتن یک انیماتور می‌شود. اما وقتی به این درجه می‌رسد و نمی‌تواند از طریق انیمیشن ارتزاق کند و زندگی‌اش را بگذراند، مسلما این نیرو به سمت گرافیک، تبلیغات و مواردی از این قبیل کشیده می‌شود؛ و این برای ما بسیار دردناک است که شاهد مرگ تجربه‌هایی باشیم که طی سال‌های متمادی به‌وجود آمده است. 

● جدا از عدم توجه مدیران و دلایل حمایتی، آیا شرایط ما از نظر امکانات و نیروی انسانی متخصص به‌گونه‌ای هست که در صورت برنامه‌ریزی درست بتوانیم کارهای قابل دفاعی در سطح ملی و یا حتی جهانی داشته باشیم؟ 

▪ بله! کاملا هست. شما نمی‌دانید که بچه‌های ما چه استعدادی دارند. من واقعا از این همه استعداد و علاقه لذت می‌برم. ضمن اینکه الان مثل سال‌های قبل نیست که یک دوربین ۳۵ میلیمتری بود و یک جمعیت علاقه‌مند. امروز در هر خانه‌ای دارد این اتفاق می‌افتد. درست است که دسترسی به نرم‌افزارهای گران‌تر و کمیاب‌تر، کمی‌دشوارتر است، اما رسیدن به آنها هم خیلی دور نیست. الان کشور ژاپن که بزرگ‌ترین تولیدکننده فیلم‌های انیمیشن دنیاست، در واقع تولید خانگی دارد. یعنی یک تولیدکننده فیلم‌های انیمیشن با یک برنامه‌ریزی کلان، انیماتورها را جمع می‌کند، تقسیم‌کار می‌کند و می‌گوید بروید خانه‌هایتان کار کنید و بیاید به ما تحویل بدهید. در واقع سیستم‌های جدید کامپیوتری امکانات تازه‌ای به ما داده است و ما به لحاظ تجهیزات فنی مشکل زیادی نداریم. تنها مشکل ما در بحث مدیریت و برنامه‌ریزی است که من بارها گفته‌ام با یک مدیریت ۳ ساله و یا ۵ ساله ما می‌توانیم به صادرکننده انیمیشن جهان تبدیل بشویم؛. کاری که خیلی از کشورها انجام داده‌اند. کشور فرانسه ۲۵ سال پیش متوجه شد که دارد انیمیشن کشورهای دیگر را می‌گیرد و این یعنی اینکه، فرهنگ خودش آرام‌آرام دارد کمرنگ می‌شود و فرهنگ کشورهای دیگر را به‌خورد کودکانش می‌دهد. فرانسه بلافاصله با یک برنامه‌ریزی ۵ ساله به جایی که می‌خواست رسید. در حال حاضر هم علاوه بر وارد کردن تولیدات دیگر کشورها، با تولید کارهای داخلی کودکان را با فرهنگ خودشان هم آشنا می‌کند. این در حالی است که ما دارای یک فرهنگ غنی هستیم. اما کودک ما فرهنگ غرب را تغذیه می‌کند و چون به آن فرهنگ آشنا شده است، ارادت هم به آن دارد. 

● اما مشکلی که ما در زمینه به‌کارگیری ادبیات و فرهنگ غنی گذشته‌مان داریم بحث به روز کردن آنهاست. در اغلب کارهای انجام شده اگر به سراغ آثار ادبی گذشته رفته‌ایم، آنها را با همان قالب و بیان قدیمی‌ تصویر کرده‌ایم و این برای کودکانی که مثلا قصه دیو و دلبر را در قالب امروزی مثل «شرک» می‌بینند جذابیتی ندارد. 

▪ آن برنامه‌ریزی که درباره‌اش حرف زدم در واقع همین کمک‌ها را می‌کند. ما این همه منابع غنی داریم که آنها به خوبی می‌آیند و از آن استفاده می‌کنند. مگر آمریکا چه فرهنگی داشته؟ اصلا آمریکایی وجود نداشته است. یک عده مهاجر از جاهای مختلف بوده‌اند، اما به هر دلیل توانسته‌اند فرهنگ جاهای مختلف را به کار بگیرند، به روز کرده و به نام خودشان ثبت کنند. در حالی که ما اصلا به این موضوع توجه نکرده‌ایم. بگذارید مثالی برایتان بزنم. ما یک دوست عاشق فرهنگ داشتیم که کلاس قصه‌خوانی برای بچه‌ها داشت. او برای ما تعریف می‌کرد که روز اول در این کلاس وقتی به بچه‌ها می‌گوئیم قصه بگوئید، تمام اسامی‌ای که به کار می‌برد اسامی فیلم‌های غربی است. کاری که دوست ما انجام می‌دهد این است که از همان ابتدا شروع می‌کند به تعریف کردن قصه‌های ایرانی مثل جمشید و خورشید و چیزی نمی‌گذرد که تمام اسم‌ها و فضای قصه‌های این بچه‌ها ایرانی و انسانی می‌شود و دیگر از آن کشتارها در قصه‌هایشان خبری نیست. باورتان نمی‌شود که این نتیجه در چه زمان کوتاهی به دست می‌آید. 

● یک مسئله دیگر هم وجود دارد. اینکه اغلب انیماتورهای ما در این سال‌ها بیشتر به سمت کارهای روشنفکرانه و هنری گرایش داشته اند و کمتر به ساخت آثار شاد و کودکانه دست زده‌اند. 

▪ بگذارید پاسخ به این سوال را با ذکر این نکته شروع کنم که فیلم آخر من یعنی «بارون میاید جرجر» به گفته صاحبنظران یکی از شادترین فیلم‌های تاریخ سینمای انیمیشن ایران است؛ چرا که من معتقدم که اگر کودک با دیدن اثر من شاد بشود، دوباره آن را نگاه می‌کند؛ خصوصا اینکه در این سال‌ها توجه من به سمت ادبیات، شعر و موسیقی فولکور بوده و طبیعتا برای این نوع ادبیات که خاص بچه‌هاست، باید زبان کودکان یعنی شادی را به کار می‌گرفتم. چون کودک ما درکی از جهان و غم ندارد. حالا این نگاه برای هر قشر سنی تفاوت می‌کند. مثلا در مورد یک نوجوان که دیگر متفکر شده است، می‌شود روی ذهنش کار کرد تا او را به فرهنگش علاقه‌مند کنیم. 

مهین چواهریان 

● چه معیار و یا نشانه‌ای برای این علاقه‌مندی می‌شود متصور شد؟ 

▪ وقتی یک نوجوان به فرهنگش علاقه‌مند می‌شود، که به آن ببالد. من یک پروژه داشتم در زمینه فرهنگ‌های مختلف این آب و خاک از جمله گیلک، ترک، بلوچ، کرد و... واقعا می‌دیدم که چقدر این فرهنگ‌ها شیرین و قشنگ است. ما باید با برنامه‌ریزی روی تک‌تک این فرهنگ‌ها کار کنیم؛. جوری که جوان لر ما با موسیقی لر قلبش بتپد. آن‌وقت اگر این نوجوان ما به فرهنگش ببالد، اگر جوان ایرانی ما به ایرانی بودن خودش ببالد، ایران زیر و رو می‌شود. نه الان که ایرانی بودن خودش را هر جای دنیا که برود پنهان می‌کند و از اینکه در ایران است خوشحال و راضی نیست و غرب را برتر از خودش می‌شناسد. 

● بخشی از این کمبودها هم شاید به این برمی‌گردد که ما سال‌های سال از امکانات سینمای کودک، به نفع سینمای بزرگسال استفاده کردیم و بیشتر کارهایی درباره کودک ساختیم تا برای کودک. 

▪ بله. واقعا ما در دو دهه گذشته چه کاری برای سینمای زنده و یا انیمیشن کودک انجام دادیم؟ سینمای انیمیشن ما که آن‌قدر دست‌بسته و ناشناخته بود که اصلا جانی نداشت که کاری انجام بدهد. فقط دهه شصت بود که چند تا کار ساخته شد و بعد هم تمام شد. اما در این سال‌ها هیچ نکردیم و به عوض آن کودک ما هم خودش را با فیلم‌های روز دنیا مشغول کرد. 

● بزرگ‌ترین ضربه این رویکرد به تجارب موفق کشورهای دیگر برای کودکان ما از نظر شما چیست؟ 

▪ اینکه بچه‌های ما دارند بی‌هویت بزرگ می‌شوند. شخصیت کودک امروز ایرانی بدون کوچک‌ترین هویتی، شکل می‌گیرد و اینها برای کشوری با تمدن ما یک درد است. تلویزیون ما در حال حاضر تلاش زیادی می‌کند اما این کافی نیست. مخاطب برنامه‌های تلویزیونی ما، بیشتر شهرهای دورافتاده و روستا‌ها هستند. نامه‌هایی که می‌آید اغلب از شهرهای دور است. اما از بچه‌های تهران و شمال تهران مخاطب زیادی وجود ندارد. ما وقتی بتوانیم بچه‌های مرفه را هم جذب کنیم یعنی موفق شده‌ایم و کار کرده‌ایم. خب آن بچه محروم معلوم است که این برنامه‌ها را نگاه می‌کند. چون امکان دیگری برای آن وجود ندارد. به هر حل سال‌هایی را از دست داده‌ایم اما خیلی زود می‌شود با برنامه ریزی به نتیجه رسید. 

● جدا از بحث تلویزیون، چرا ژانر انیمیشن ما در زمینه اکران نتوانسته پا بگیرد؟ 

▪ چون این کار نیاز به حمایت مالی و تبلیغ دارد تا بتواند بازدهی داشته باشد؛ چیزی که ما نداریم. 

 منبع: روزنامه فرهنگ آشتی 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 14:41  توسط سید جواد سید محسنی  | 

پوزش در باره به روز رسانی وبلاگ

با سلام خدمت تمامی دوستان.

از اینکه یک مدت نمی توانم وبلاگ را به روز رسانی کنم پوزش می طلبم .

اخیرا مدیر تولید یک مجموعه ۷۰ قسمتی شدم که به دلیل متعهد بودن به قراردادم و تهیه کننده اجازه ندارم توضیحی در مورد این پروژه بدهم .البته با این توضیح که همکارانم در شرکت کماکان مشغول ساخت مجموعه های انیمیشنی هستند و فقط من نمی توانم به صورت کامل در خدمتشان باشم .

به امید خدا هر وقت فرصتی دست بدهد مطالب جدیدی در وبلاگ قرار می دهم.

موفق ، پیروز و سربلند باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 15:20  توسط سید جواد سید محسنی  | 

كار نگارش فيلمنامه انيميشن «ماجراهاي بادمجان جان»متوقف شد



كار نگارش فيلم‌نامه سريال انيميشني «ماجراهاي بادمجان جان» علي‌رغم نگارش 10 قسمت آن متوقف شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين سريال طنز كه در آن لاله جعفري، سعيده ذاكري، عليرضا فرماني مشاركت داشتند، بنا بود با كاراكتر «مبارك» (سياه) همراه شود.

بنا به گفته‌ي حسن احمدي علي‌رغم نگارش 10 قسمت فيلم‌نامه‌ اين اثر انيميشن، اثر فوق در شوراي مديريت صبا مورد پذيرش قرار نگرفت.

حسن احمدي گفت: با وجود اين‌كه اثر فوق در شوراي مذكور مورد پذيرش قرار نگرفته،به منظور قدرداني از زحمات فعالان اين سريال حق‌الزحمه 10 قسمت آن پرداخت خواهد شد.

فرهاد حسن‌زاده سرگروهي، گروه نويسندگان اين اثر را برعهده داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 14:29  توسط سید جواد سید محسنی  | 

سفيدبرفي و هفت كوتوله در صدر جدول

هم‌زمان با اكران موفق انيميشن‌هايي چون «بالا» و «آقاي روباه شگفت‌انگيز» در سال اخير و جشن آغاز اكران «تخيلات دكتر پارناسوس»، «تري گيليام» كارگردان اين فيلم، اقدام به بررسي و معرفي آثار برتر انيميشن تاريخ سينما كرده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم انيميشن «سفيدبرفي و هفت كوتوله» محصول شركت «والت ديزني» محصول 1937 و «باگز باني» كار مشترك «چوك جونز» و «فيل مونرو» (1979) در صدر اين فهرست قرار گرفته‌اند.

 بنابر اعلام پايگاه اطلاع‌رساني «تايم اوت»، انيميشن «داستان اسباب‌بازي» 1995، زيردريايي زرد (1968)، پارك جنوب 1999، رابين هود (1974) جزء 10 فيلم برتر اين فهرست معرفي شده‌اند.

 بنابراين گزارش، فيلم «بامبي» 1962، دامبو 1941، غول آهني (1999)، آكيرا (1988)، جنگل كتاب 1967، وقتي باد مي‌وزد 1988، پينوكيو 1940، نجواي قلب 1995، كابوس قبل از كريسمس 2009، آبي كامل 1997، شگفت‌انگيزها 2004، ظهور كشتي دريايي 1978، شاهزاده مونونوكه، پرسپوليس 2007، پوركوروسو 1992 در رتبه‌هاي 10 الي 30 برترين انيميشن‌هاي جهان معرفي شده‌اند.

 فيلم‌هاي انيميشن «وال-اي» 2008، روح در پوسته زمين 1995، ارباب حلقه‌ها 1978، حكايت يك سرباز 1984، راتاتويل 2007، مزرعه حيوانات 1954، گربه فريترز 1972، پاهاي شاد 2006، يك اسكنر تاريك‌نگر 2001، تغيير شكل‌دهندگان 1986، پاپريكا، زيباي خفته 1959، هوي متال 1981، در رده آثار 30 الي 50 اين فهرست جاي گرفته‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 16:45  توسط سید جواد سید محسنی  | 

افشاگری فرناز خوشبخت در مورد کتاب چاپ شده اش

 براي تمام كساني كه به نوعي در انيميشن دستي داشته، و يا صرفا علاقمند آن هستند، كتاب معروف Animators’ Survival Kit نامي آشناست- اينقدر كه ديگر مجالي نمي‌بينم درباره‌اش توضيحي بدهم. و بسياري از همين اساتيد، دوستان و همكاران در جريان ترجمه اينجانب از كتاب هستند. متن طولاني ‌اي كه در زير ميآيد، شرحي بر داستان خسته‌كننده‌اي است كه از ٥ سال پيش شروع شد و به پاياني دردآور انجاميد .چاره‌اي جز اين نديدم كه يك بار براي هميشه، اين داستان بارها گفته شده را به تفضيل بنويسم، و پايان ناخوش‌آيندش را هم ضميمه‌اش كنم.

 حدود ٥ سال پيش پس از مطالعه كتاب مفيد و كاربردي اين كتاب ،نوشته ريچارد ويليامز، تصميم به ترجمه آن گرفتم. اين ترجمه در نهايت به عنوان بخش تئوري پايان نامه كارشناسي ارشد من پذيرفته شد، و بنابراين كار آن با دقتي بيش از معمول و در نهايت وسواس زير نظر و با راهنمايي استاد اكبر عالمي شروع شده و بيش از يك سال به طول انجاميد. پس از آن به دليل موثر و كليدي بودن كتاب، تصميم گرفتم به هر صورت آن‌را منتشر كرده و در دسترس ساير علاقمندان انيميشن قرار دهم. كتاب اينقدر مشهور و مهم است كه نياز چنداني به معرفي ندارد، حداقل براي جامعه انيميشن ايران.

در آذرماه سال ١٣٨٥ بنابر اعلام آمادگي بنياد فارابي مبني بر چاپ و نشر كاتب فوق، قراردادي براي چاپ اين اثر منعقد شد. بگذريم كه مفاد اين قرارداد ، معاهده تركمنچاي و ...را روسفيد ميكرد. از همان ابتدا تمايل چنداني به امضاي اين به اصطلاح قرارداد نداشتم، خصوصا اينكه چند ناشر خصوصي نيز همزمان براي چاپ اثر اعلام آمادگي نموده، و حتي پيش نويس قراردادها رانيز آماده كرده بودند. منتهي صحبت و توصيه برخي دوستان كه از كارمندان فارابي بودند، مبني بر اينكه ناشري دولتي چون فارابي از قدرت توزيع بهتري برخوردار بوده و كتاب بهتر در سطح كشور پخش ميشود، و مهمتر از آن اين نويد كه كتاب براي دوسالانه  پويانمايي (كه در اسفند ماه 85 برگزار ميشد)؛در كنار بي‌تجربگي و سادگي مترجم باعث شد تا زير اين قرارداد ناعادلانه بروم. (همه دوستان مي‌دانند كه به علت وضع خوش انتشار و توزيع كتابهاي هنري در كشور، جشنواره ها، همايش ها و مناسبتهاي هنري - فرهنگي تنها فرصت مناسب براي ارائه اين كتابها هستند).

نتيجه كار تا به اينجا تا حدي قابل پذيرش بود؛ مشكل از جايي آغاز شد كه كه علي رغم همه وعده و وعيدهاي شفاهي، نه تنها هيچ خبري از چاپ كتاب براي جشنواره پويانمايي نشد، بلكه بدون دليل مشخص كتاب در فراموشي فرورفته و در كشوهاي انتشارات فارابي ناپديد شد!

پس از نااميدي و از دست رفتن فرصت مهم جشنواره براي عرضه كتاب، تلاش‌هاي شديد من براي پيگيري چاپ اثر براي موقعيت‌هاي موجود بعدي آغاز شد-تمامي مناسبتهاي سينمايي –فرهنگي كه در آنها به نوعي فرصتي براي ارائه كتاب فراهم بود: از جشنواره هاي مختلف فيلم كوتاه گرفته تا جشنواره فيم فجر.

دريغ و  صد دريغ، كه نه نتها در جشنواره آن سال ، كه در دو سال بعد از آن يعني پويانمايي اسفند ماه 87، نيز خبري از كتاب نشد. هر بار ميشنيدم كتاب در حال آماده سازي است و براي مناسبت بعدي آماده ميشود، و اين خبر را به دوستان و علاقمندان اعلام ميكرد، و هر بار ...هيچ! تا جايي كه كم كم معضلي به نام « كتاب ريچارد ويليامز» به چنان مشكل دردناكي بدل شد كه تصميم گرفتم حداقل براي مدتي به كل فراموشش كنم، تا حداقل بيشتر از آن «چوپان دروغگو» نشوم.

در تمام اين 3 سال، تقريبا هفته‌اي نبوده كه كسي از علاقمندان ، دانشجويان و دست‌اندركاران انيميشن، به صورتي با بنده تماس نگرفته و نپرسيده باشد:«بابا پس بالاخره اين كتاب چي شد؟؟! ما لازمش داريم!» و من نمي‌دانستم با زبان مو در آورده‌ام چه بايد بگويم!

در طول اين مدت –به هر صورت ممكن- تلاش كردم با مدير عامل محترم (كه در آن زمان آقاي رضاداد بودند)، تماس گرفته و خواهش كنم به مساله رسيدگي كنند. تلاشها به جايي نرسيد. مديريت تغيير كرد، و آقاي شاه حسيني به جاي ايشان آمدند- كه ظاهرا به عنوان يكي از دست نيافتني ترين انسانهاي روي زمين بايد اسمشان در كتاب گينس ثبت شود؛ چرا كه در طول 2 سال پيگيري تلفني، مراجعه حضوري و..،  امكان لحظه‌اي صحبت با ايشان براي من ميسر نشد، و جوابي هم به نامه‌هاي من كه پي در پي به دبيرخانه حواله ميشد، ندادند. حتي در مدتي كه در چين مشغول تدريس بودم، از آنجا- با وجود مشكلات مخابراتي كه تماس با ايران را تقريبا ناممكن مي‌كرد- مشقت فراوان بارها با دفتر مدير عامل، و هم با انتشارات تماس گرفتم و پيگيري كردم كه آيا خبري از چاپ كتاب نشده؟

جوابگويي به پيگيري هاي من هم جالب بود؛ هر بار كه تماس ميگرفتم، با برخوردهاي بسيار خشن، تند و زننده‌اي روبرو ميشدم كه پرخاش گرانه از من مي‌خواستند دست از سرشان بردارم و اينقدر پيگيري نكنم! به گونه‌اي كه انگار با يك مزاحم تلفني برخورد مي‌كنند.

مسلما پيگيري چاپ يك اثر، به مولف آن مربوط نميشود، مگر نه؟!

البته اين پيگيري‌ها دليل خاصي داشت: در زمان انعقاد قرارداد، به توصيه آقاي نوروزي براي انجام اين كار، يك CD از ترجمه اوليه كتاب به انتشارات تحويل داده شده و قرار شد به محض انجام حروفچيني، نسخه نهايي و ويرايش شده كار را برايشان بفرستم. بارها خواستم اين كار را انجام دهم، ولي هر باز با پاسخ منفي مواجه شدم كه«CD اينجا گم ميشود»! و اينكه هر زمان خبري از چاپ شد، خبرم مي‌كنند تا آن را برايشان بفرستم.

اين جريان آنقدر طول كشيد، كه در اين مدت ٤ كتاب ديگر ترجمه و تاليف شد،كه قرارداد دو تاي آنها بسته شده(و اميدوارم به سرنوشت اين يكي دچار نشوند) و حتي كار پروژه مفصل و عريض و طويل «فرهنگ جامع انيميشن» به لطف مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» به اتمام رسيد!

بگذريم...در كش و قوس اين كار ها و ديگر مشكلات زندگي مدتي بود كه ديگرچندان به كتاب ويليامز فكر نمي‌كردم .تا اينكه ٤شنبه ٤شهريور، يكي از دوستان مترجم تماس گرفت و خبري داد كه ...كه كتاب چاپ شده است!! كدام كتاب؟!؟!

٣روز جانفرسا طول كشيد تا بتوانم با انتشارات فارابي تماس گرفته و سوال كنم. خانم محترم با خونسردي گفتند «بله، كتابتون چاپ شده!» و در جواب اعتراض حيرت زده اينجانب هر گونه مسئووليت را از دوش خود برداشته و گفتند به ما ربطي ندارد، با خود بنياد تماس بگيريد.

با رييس انتشارات، جناب آقاي نوروزي تماس مي‌گيرم، جواب:« ديگه به من مربوط نمي‌شه، من يك ماهه كه از فارابي اومدم بيرون»!پس به چه كسي مربوط ميشود؟!

مستاصلانه به عنوان آخرين جا با دفتر بنياد در خيابان ٣٠ تير تماس ميگيرم. مشكل اينجاست كه همچنان آقاي مدير عامل دست نيافتني هستند. و همچنان بي‌ادب ترين، بي‌شخصيت ترين و؟ترين موجود ممكن به عنوان منشي ايشان جوابگوي تلفن هستند. ايشان در جواب سوال بنده كه آقاي شاه حسيني چه ساعتي تشريف مي‌آورند، با بدترين كلمات جواب داده و تلفن را روي من قطع مي‌كنند. تماسهاي پي در پي من براي گرفتن جواب ، تنها به شنيدن مشتي اراجيف باورنكردني منتهي مي‌شود.عرف ورسم صنعت نشر و چاپ در همه جاي دنيا –حتي در ايران- به اين صورت است كه كمي قبل از چاپ اثر، نسخه نهايي براي نمونه خواني و تصحيح نهايي به مولف و صاحب اثر داده ميشود. حتي اگر هم تمام قرارو مدارها و صحبتهاي شفاهي بنده با مسولان انتشارات انجام نشده بود، عرفا و قانونا اين حق من به عنوان مولف بود . به ويژه اينكه اين كتاب، كتابي آموزشي كاملا تخصصي خاصي است و به خاطر داشتن تصاوير فراوان ، صفحه بندي و نحوه خاص نوشته شدنش، دقت و حساسيت ويژه‌اي را مي‌طلبد كه بعيد مي‌دانم به جز فردي كاملا آشنا به انيميشن و مسايل ذكر شده در كتاب، كسي قادر به انجام آن باشد.

بنياد فوق در اقدامي عجولانه كه خدا مي‌داند با چه هدف و چه قصدي و در اثر چه فشاري انجام گرفته، ناگهان تصميم ميگيرد كتابي را كه ٣ سال بدون توجه در مرحله حروفچيني متوقف شده، در عرض چند روز آماده كرده و به چاپ برساند، آنهم بدون اطلاع صاحب اثر ، و به مناسبت جشنواره كودك!!

در جواب سوال بنده، خانم مسوول انتشارات مي‌فرمايند اين كتاب توسط«كارشناس و ناظر بنياد»!! مناسب كودك تشخيص داده شده است!! پروردگارا. بايد حتما اين كارشناس محترم را ببينم. شخصي كه به هر حال از من كارشناس ارشد انيميشن كه بيخود و بيجهت ١٠-١٢ سالي را در اين عرصه خاك خورده‌ام و تحصيل و تدريس و كار كرده‌ام، اينقدر بيشتر و بهتر ميداند كه نه تنها من، بلكه همه ديگر دوستان و اساتيد بنده كه اين كتاب را به عنوان منبع اصلي آموزش انيميشن در سطح عالي آكادميك در سطح جهان قبول دارند، از اشتباه عميقشان بيرون آورد.

و مسلما بنده به عنوان برگ چغندري بي مقدار به عنوان مولف و صاحب اثر، حقي ندارم كه بخواهم در كار اين كارشناس والامقام دخالتي داشته، و براي كتابي كه 2 سال از وقتم را صرف ترجمه و تلخيص آن كرده و ٣ سال براي انتشارش انتظار كشيده‌ام، يك روز قبل از چاپ نگاهي به آن بيندازم.

صاحب اثر در عرف اين كشور آن چنان بي‌اهميت و بي‌ارزش است، كه حتي نبايد بعد از انجام اين عمل زشت،  به او اطلاع داده شود كتابش چاپ شده، و بايد اين خبر را از دوستان و آشنايان بشنود- آن‌هم بعد از ٣ سال انتظار. زهي معرفت. زهي شعور و انسانيت.

بنياد محترم حتي اين زجمت را هم به خ.د نداده است كه عرف و رسم ديگر نشر - يعني تحويل ١/١٥٠ (يك صد و پنجاهم)اثر چاپ شده به صاحب اثر -  را انجام دهد. و بنده تا به امروز كه در حال نوشتن اين متن هستم، موفق به رويت كتاب نشده بودم. اين نسخه هم به تلاش يكي از دانشجويان خريداري شده و به دستم رسيد. بعد از مطالعه كتاب متوجه شدم كه حتي متن مقدمه مفصلي كه براي كتاب تهيه كرده بودم هم مورد استفاده قرار نگرفته، و چند خطي كه در متن پايان نامه! نوشته بوده‌ام به عنوان مقدمه مترجم چاپ شده است. از اشتباهات تايپي –به خصوص در كلمات تخصصي و پاورقي هاي انگليسي- ديگر چيزي نمي‌گويم.

در ضمن سال گذشته مجموعه كامل DVD هاي آموزشي كتاب كه مكمل آموزش هاي آن است خريداري، ترجمه و زيرنويس نمودم و تصميم بر اين بود كه با هماهنگي ناشر، به صورت يك بسته همراه با كتاب ارائه شود كه مناسفانه به علت عدم جوابگويي بنياد، اقدامي در اين راه انجام نگرفت.

از تمامي دوستان و علاقمنداني كه كتاب را تهيه كرده‌اند تقاضا دارم چنانچه به عنوان يك انسان آزادانديش براي خود و همنوعان خود حق مالكيت اثر قائلند ، در زمان مطالعه اين مسائل را مد نظر داشته باشند؛  و از ديگران كه مايل به خواندن اثر هستند تقاضا دارم تا زمان نتيجه گيري پيگيري اين امر، از خريد و مطالعه كتاب خودداري كنند.چرا كه متن موجود به هيچ عنوان مورد تاييد اينجانب ، به عنوان كسي كه نامش به عنوان مترجم بر روي جلد آمده، نمي‌باشد. متن ويرايش شده اين اثر، به همراه DVD هاي آماده شده در اختيار اينجانب است و در صورتي كه صلاح را بر اين ببينم، شخصا نسبت به توزيع اين دو، بدون در نظر گرفتن سود فردي و صرفا جهت ترويج علم و فن انيميشن و برطرف نمودن نياز علاقمندان،  اقدام خواهم نمود.

به اميد روزي كه نه تنها هنرمند، كه انسان در اين كشور حرمتي داشته باشد.

با تشكر  فرناز خوشبخت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 13:38  توسط سید جواد سید محسنی  | 

علیرضا گلپایگانی : صبای جدید ، صبای قدیم

بعد از مدتها شاهد یک اتفاق جدید  هستیم !صبا در حال تغییر است ، تغییری از درون . چندین پروژه بعلت های مختلف متوقف شده اند . پروژه های در حال تولید دوباره مورد بررسی مضمونی و هنری   قرار گرفته اند . شایعه ها از تعطیلی  بعضی از کارهای چند صد میلیونی و حتی میلیاردی خبر میدهد . افرادی که حجم قراردادهایشان بیش از نیمی از بودجه صبا را به خود اختصاص داده وبد . والبته پروژه های کوچکی که در تولید گیر کرده اند و نتوانسته بودند بعلت رسیدن به کیفیت مورد نظر ( بخوانید بی تجربگی )  کار را  به اتمام برسانند و یا بودجه تعیین شده کفاف ادامه کار را نمیدهد. همه اینها  عواقب  سیاستهای کمیت گرایی مدیریت قبلی بود که عوارض آن به مدیریت جدید رسیده است . پروژه هایی که به مدد ارتباطات شکل گرفته و با رقم های قابل توجه  نیزمنعقد شده بودند و آثار بوجود آمده   از آنها بعلت کیفیت نازل در آرشیو مرکز صبا در حال خاک  خوردن هستند .

آثاری نیز در حال تولید هستند که نه ادامه آنها مقرون به صرفه است و نه قطع کردن آنها ! کارهایی که که به هر حال بودجه ای برای تولید آنها صرف شده و نیمه کاره هستند و متاسفانه بعلت عدم کنترل و.... از کیفیت  پایینی برخوردار هستند . شاید بشود با تغییراتی  کیفیت آنها را  ارتقا داد اما به هر حال قطع کردن تولید آن ضرر بزرگتر است .سیاستهای تولید در مدیریت قبلی صبا صرفا مبتنی بر کمیت و افزایش آمار و ایجاد تعهد بیش از بودجه مرکز بوده است . این سیاستها طبیعتا منجر به افزایش بیش از حد پروژه ها و افت کیفی و بعضا سواستفاده های مالی و دلال بازی و ... شده بود .

نباید از نظر دور داشت که با استفاده از فضای کار به وجود آمده استعدادهای جوان مخصوصا در شهرستانها وارد جرگه تولید حرفه ای انیمیشن شدند و این حرفه بعنوان یک شغل وارد ذهنیت جامعه و جوانان گردید .این نگرانی وجود دارد که برای جبران سیاستهای افراطی و کمیت گرایانه محض و انبساطی در دوران مدیریت قبلی ، سیاستهای تفریطی و کیفیت گرایانه محض آنهم با معیارهای جشنواره پسندانه! و انقباظی در پیش گرفته شود . در این صورت ضربه خیلی بزرگی به تیم های تولید که در این فاصله وارد جرگه  تولید انیمیشن شده اند وارد آمده و به دلسردی و ریزش نیروهای مستعد و خالی مانده عرصه تولید  انیمیشن تلویزیونی از نیروهای کارآمد و با استعداد منجر شود. این در حالی است که انیمیشن های سرگرم کننده با تکیه به فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی  نقش بسزایی در پر کردن اوقات فراغت نس آینده خواهد داشت .

سازمان و تشکیلات صبا پیچیده ، غیر شفاف ، کند و ناپایدار بوده است . پیچیده بود زیرا بامقتضیات تولید انیمیشن تناسب نداشت  و هر مدیر جدیدی اداره و یا دایره ای به ادارات  و دوایر آن اضافه میکرد و هیچکس چیزی از آن کم نکرد و به مرور سازمان صبا متورم و تو در تو و بسیار پیچیده شد .

غیر شفاف است چون پس از چندین سال کار با صبا هنوز نمیدانستیم در بعضی قسمتها حرف نهایی را چه کسی می زند ، گردش کار چگونه است ، طرحهای پیشنهادی از چه میزهایی و بزنگاههایی می گذرد و .... ( باید گردش کار و دوایر مختلف بصورت نمودار در معرض دید مراجعه کنندگان قرار گیرد ) .

کند است چون بعضا ماهها طول می کشید تا جواب نامه ای داده شود یا به طرحی پاسخ داده شود و یا تسویه حساب صورت بگیرد  و ....

و بالاخره ناپایدار بود چون عمر مدیران آن کوتاه بودند .

مهمترین رسالت جدید صبا تبدیل شدن آن از یک سازمان پیچیده ، غیر شفاف ، کند  و ناپایدار به یک سازمان ساده و کارآمد ، شفاف ، چالاک و با دستو رالعمل های پایدار و ثابت است .تولید سریالهای تلویزیونی زنده و تله فیلم در سالهای اخیر رشد کمی و کیفی قابل توجهی داشته اند . صبا بعنوان تنها تهیه کننده تله فیلم و سریالهای انیمیشن درایران میتواند از سازمانهایی نظیر سیما فیلم یا گروههای فیلم و سریال شبکه های مختلف سیما الگو برداری کند و پس از انطباق آن با مقتضیات تولید انیمیشن ، آنرا به اجرا درآورد.نظارت بر پروژه ها در مراحل مختلف از جمله مرحله نگارش طرح و فیلمنامه ، مرحله تولید و مرحله پس از تولید از جمله مهمترین وظایف مرکز صبا به عنوان تهیه کننده اصلی تولید انیمیشن تلویزیونی است .

اما به دونکته خیلی مهم باید توجه شود :1- نظارت توسط تیمی از افراد صاحب صلاحیت  و یک تشکیلات مناسب که بتوالند جوابگوی تولید رو به روشد انیمیشن باشد صورت گیرد . اگر قرار باشد همه طرحها و فیلمنامه ها توسط چند نفر محدود خوانده و مورد تایید قرار گیرد روند تصویب طرحهها بسیار کند شده و تولید عملا متوقف می گردد .

2- ناظران ارزیابان و کارشناسان مربوطه باید به خوبی بامعیارهای تولیدات تلویزیونی و مقتضیات کار تلویزیونی و بحث مخاطب شناسی و قوائد رسانه آشنا بوده و معیارهای ارزش گذاری برای کارهای هنری و جشنواره ای را با معیارهای رسانه ای و تلویزیونی با ویژگی مخاطب عام مخلوط ننماید . این خطر بیشتر از آنجا ناشی میشود که به دلایل تاریخی ، انیمیشن ایران  یک هنر صرفا فستیوالی قلمداد شده است .بسیاری از نسل اول انیمیشن اعتقادی به تولید انبوه آن ندارند و معتقدند که انیمیشن در ایران باید در آن قسمت که قوت دارد تقویت شود وآن هم  صرفا بخش آرتیستیک و هنری  آن می باشد ! و به اعتقاد آنان تولیدات تلویزیونی راباید از خارج خرید!

منبع : وبلاگ استاد علیرضا گلپایگانی

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 13:41  توسط سید جواد سید محسنی  | 

صحبت های مهدی ارگانی ،مدیر کل اداره صبا

در این نشست مهدی ارگانی در ابتدای صبحت خود گفت: انیمیشن و پویانمایی تحول سریعی در دنیا پشت سر گذاشته و حتی برخی معتقدند بخش عمده‌ای از آینده تصویر برای انیمیشن است. مدیرکل اداره پویانمایی صباگفت: بهترین مدیومی که می‌توانیم زندگی انبیاء را به تصویر بکشیم انیمیشن است و بنا داریم چند کار فاخر درباره زندگی انبیاء و اولیاء تولید کنم.

وی افزود: در کشور ما بعد از آمادگی آقای ضرغامی بحث انیمیشن توسعه بیشتری پیدا کرد ولی این قضیه را باید از چند بخش مالی، تکنولوژی، فن‌آوری و فرهنگی و هنری نگاه کرد. متاسفانه در هر سه قسمت آن به خاطر اینکه عمومی شدن انیمیشن در ایران نوپاست و از طرفی مخاطب انبوه ندارد، استانداردهای قابل دفاع نخواهد داشت. سینمای ما با جشنواره فجر و نقدها و جهانی شدن تا یک حدی این راه را طی کرد و توانست به استانداردها برسد.ارگانی ادامه داد: در زمان گذشته، انیمیشن‌های آمریکایی برای بچه‌ها پخش می‌شد و انیمیشن‌های ما در خارج روی آنتن نمی‌رفت و ما در آن زمان نمی‌توانستیم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم. همچنین تولید انیمیشن در دست چند نفر خاص بود و ملی نبود ولی در سال‌های اخیر انیمیشن توسعه پیدا کرده است. وی تصریح کرد: صدا و سیما در بخش تولیدات فرهنگی - هنری به همراه شرکت‌های مختلف در زمینه آموزش‌های اجتماعی و غیره دست به تولید انیمیشن زده‌اند ولی در چنین شرایطی ما نیاز به استانداردهای فرهنگی - مالی و تکنولوژیکی داریم من به‌عنوان یک کارفرما و مجری در انیمیشن حضور نداشتم ولی در این حوزه فعالیت‌هایی کرده‌ام و در این چند ما با این موضوع که ما در این سه بخش استاندارد نداریم مواجه شدم و باید در این موضوع تجدید نظر جدی بکنیم.

مدیر اداره کل پویانمایی در ادامه بیان داشت: در بخش مالی ما باید فاصله سقف و کف تولیدات انیمیشن را زیاد کنیم و در حال حاضر این فاصله خیلی کم است البته این به معنی این نیست که ما می‌خواهیم پول اضافی خرج کنیم و منظور ما این است که باید قیمت هر کار را بدانیم. همچنین تغییر فاصله قیمت‌ها نیاز به دو استاندارد دیگر هم دارد و ما باید بدانیم برای یک کار چقدر زحمت کشیده می‌شود و کیفیت آن چگونه است در این زمینه باید استانداردهای فرعی تعیین شود تا قیمت‌گذاری روی تولیدات صورت بگیرد.

وی افزود: در بخش فنی، ماشین‌آلات و سیستم‌هایی وارد می‌شود که سرعت تولید و خروجی را بالا می‌برد و ما اگر خبر نداشته‌ باشیم که این ماشین‌ها چه کارایی داشته باشند اشتباه کردیم و باید اطلاعات ما به روز شود.

ارگانی ادامه داد: متأسفانه فرق فیلمنامه انیمیشن با یک فیلمنامه زنده برای خیلی‌ها معلوم نیست ما قصه‌نویس‌های خوبی داریم اگر می‌گوییم این جریان نگارش فیلم‌نامه برای سیاه‌نمایی هنوز تبدیل به جریان نشده نمی‌خواهیم اهانتی به کسی بکنیم ولی به واقع این جریان هنوز به راه نیفتاده است.

همچنین ما فیلم‌نامه انیمیشن کم داریم و باید با ذره‌بین به دنبال آن بگردیم. وی در ادامه اظهار داشت: مشکل دیگری که در این حوزه است این است که فیلم‌نامه بعضی تله فیلم‌ها را برای ما می‌آورند و می‌خواهند انیمیشن بسازند.

مصیبت زمانی به اوج می‌رسد که به ما متنی داده می‌شود که کاملا رادیویی است و اگر شما تصویر را نبینید چیزی را از دست نمی‌دهید اگر من مجری رادیو هم بودم این متن را بعنوان نمایش رادیویی نمی‌پذیرفتم مساله فیلمنامه در کشور ما کم اهمیت است و به طریق اولی در انیمیشن خیلی کمتر است بارها هم به دوستانم گفته‌ام چرا باید پول بازیگر درجه 3 به فیلم‌نامه نویس داده شود یک علت آن این است که پول کم داریم ولی تمام علت این نیست در یک کار تاریخی می‌توان دکور خوب تولید کرد ولی نمی‌شود کسی که استعداد قصه‌نویسی ندارد این کار را انجام دهد همچنین ما باید برای فیلم‌نامه هزینه کنیم نه فیلم‌نامه نویس از لحاظ مضمون هم باید سیاست خیلی روشنی داشته‌‌باشم و من به محض ورودم به صبا متوجه شدم خیلی از بحث‌های ما مربوط به شاهنامه و شخصیت‌های دینی است که البته کارهای خوبی انجام گرفته ولی وظیفه وقت‌گیری تا آثار در شان خوبی تولید شود.

ارگانی در ادامه گفت: وقتی "هری‌پاتر " را می‌بینید خیلی زود با داستان گره می‌خورید و قصه خودش را خیلی راحت‌ روایت می‌کند ولی ما بعضی وقت‌ها به قصه خودمان که می‌رسیم متوجه می‌شویم که قصه لکنت دارد. نوه خود من انیمیشن‌های تلویزیونی را نمی‌بیند ولی سریال "جومونگ " را که شاید در ترجمه آن هم مشکل داشته باشیم، تماشا می‌کند.

وی ادامه داد: در مرکز صبا حتما باید گروه‌بندی سنی انجام شود و سهم گروههای مختلف براساس آمار جامعه تعیین می‌شود و باید برای این رده‌ها برنامه‌ داشته باشیم. مدیرکل اداره پویا نمایی صبا افزود: کمیت بالایی در صبا در حال تولید است ولی مشکل من با کیفیت است برنامه اصلی من در صبا این است که بدون اینکه کمیت پایین بیاید کیفیت را اصلاح کنیم. یکی از بزرگترین مشکلات انیمیشن در حال حاضر آمیختگی با پول است و تولید کنندگان این حوزه می‌توانند سود خیلی خوبی ببرند چرا که برای تولید یک فیلم زنده مشخص است پول برای افراد به چه میزان تقسیم می‌شود ولی در انیمیشن مشخص نیست به افراد پایین دست چه مقدار پول داده می‌شود. ادامه گفتگو در ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 13:12  توسط سید جواد سید محسنی  | 

تغییر و تحول در صبا

بعد از مدتها شاهد یک اتفاق جدید  هستیم ! صبا در حال تغییر است ، تغییری از درون . چندین پروژه بعلت های مختلف متوقف شده اند . پروژه های در حال تولید دوباره مورد بررسی مضمونی و هنری قرار گرفته اند . شایعه ها از تعطیلی بعضی از کارهای چند صد میلیونی و حتی میلیاردی خبر میدهد . افرادی که حجم قراردادهایشان بیش از نیمی از بودجه صبا را به خود اختصاص داده بود و البته پروژه های کوچکی که در تولید گیر کرده اند و نتوانسته بودند بعلت رسیدن به کیفیت مورد نظر ( بخوانید بی تجربگی )  کار را به اتمام برسانند و یا بودجه تعیین شده کفاف ادامه کار را نمیداد. همه اینها عواقب  سیاستهای کمیت گرایی مدیریت قبلی بود که عوارض آن به مدیریت جدید رسیده است . پروژه هایی که به مدد ارتباطات شکل گرفته و با رقم های قابل توجه نیزمنعقد شده بودند و آثار بوجود آمده از آنها بعلت کیفیت نازل در آرشیو مرکز صبا در حال خاک خوردن هستند .

منبع : وبلاگ استاد علیرضا گلپایگانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 19:50  توسط سید جواد سید محسنی  |